محمد موسوى بجنوردى

101

مقالات اصولى ( فارسى )

ناحيهء مدخول ادات عموم است نه از ناحيهء خللى كه بر ادات عموم وارد مىشود . در ادات عموم هيچ‌گونه خللى وجود ندارد ، و اكنون نيز ادات مورد بحث افادهء عموم و شمول و سريان مىكنند . تنها اتفاقى كه مىافتد - اين است كه در مدخول ادات تضييق مىشود . مىگوييم : بايد خصوص علماى عدول را اكرام كرد و نبايد به اكرام علماى فساق پرداخت . بنابراين ، كل و جميع و جمع محلى به الف و لام و نكرهء واقعه در سياق نهى و نفى همگى براى افادهء عموم وضع شده‌اند ، و مخصص منفصل و متصل نيز در اين ادات خللى وارد نمىآورد ، و ادات به عموم خود باقى مىمانند . در نتيجه ، استعمال لفظ فى ما وضع له است ، و چنين استعمالى استعمال حقيقى است - هم در مخصص منفصل و هم در مخصص متصل . 2 . عام تخصيص‌يافته ( مخصص ) در باقى حجت است يا حجت نيست ؟ در حقيقت ، منشأ اين بحث نيز همان بحث اول است ، يعنى : آيا استعمال در عامى كه برآن تخصيص وارد شده است استعمال حقيقى است يا مجازى ؟ پس از آنكه گفتيم استعمال مذكور ، اعم از آنكه مخصص متصل باشد يا منفصل ، استعمال حقيقى است قهرا عام مخصص نيز در باقى حجت است ، چه به‌طور مخصص متصل باشد چه منفصل . نظر به اينكه در مخصص منفصل ظهور خاص در افراد بالنصوصيه و ظهور عام در عموم بالظاهر است ، بنابراين ظهور خاص مقدم بر ظهور عام مىشود ، زيرا يكى ظاهر و ديگر اظهر مىباشد ، و اظهر مقدم بر ظاهر است . اما در مخصص متصل براى عام از همان ابتدا ظهورى وجود ندارد ، يعنى انعقاد ظهور از آغاز بر افراد خاص است . به‌هرحال ، اعم از آنكه مخصص متصل باشد و يا منفصل ، عامى كه بر او تخصيص وارد مىشود در باقى حجت است و ، به بيان ديگر ، عام در مقدارى كه از شمول آن خارج مىشود حجيت ندارد ؛ لكن در مقدارى كه از آن حيطه خارج نشده است بر عموم خود باقى مىماند و نسبت به افراد خود حجيت دارد .